logo

جستجو در مقالات منتشر شده


۳ نتیجه برای ارشدی

ملیحه اسدالهی، محمد ارشدی، فاطمه محمدی، سالار قادری، عظیم عزیزی، اعظم محمدی ،
دوره ۱۴، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۱ )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف: میزان بروز عفونت­های بیمارستانی در بخش­های مراقبت های ویژه، خصوصاٌ در بخش مراقبت­های ویژه نوزادان بسیار زیاد گزارش شده است. در این میان دست پرسنل درمانی به عنوان عامل مهمی در انتقال عفونت در بیمارستان­ها شناخته شده و بهداشتی کردن دست ها نخستین گام توصیه شده برای کاهش و کنترل این عفونت­ها می­باشد .این مطالعه با هدف تعیین میزان آگاهی ونگرش پرسنل بخش مراقبت­های ویژه نوزادان در مورد رفتارهای بهداشتی  دست انجام گرفت.

روش کار: مطالعه حاضر مطالعه ای توصیفی - تحلیلی است که در سال ۱۳۹۰ بر روی ۱۵۰ نفر از پرسنل شاغل در بخش های مراقبت­های ویژه نوزادان در بیمارستان­های منتخب دانشگاه علوم پزشکی اصفهان که به روش سرشماری و مبتنی بر هدف انتخاب شدند انجام گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش­نامه ای محقق ساخته، مشتمل بر ۲ بخش، شامل بخش اول اطلاعات دموگرافیک واحدهای پژوهش و بخش دوم در حیطه آگاهی و نگرش در مورد عفونت های بیمارستانی و اهمیت رفتارهای بهداشتی کردن دست­ها بوده است. داده ها پس از جمع آوری با نرم افزارآماری SPSS v,۱۳، با روش های آماری توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته­ها: با توجه به یافته های حاصل میزان پاسخ دهی کل نمونه ها ۳۳/۹۳ درصد بود. آگاهی کلی در خصوص رفتارهای بهداشتی کردن دست­ها ۷۱/ ۵۵ درصد با میانگین (۴۱/۰ gte msEquation ۱۲]>± !msEquation]-->  ۸/۳) و در سطح خوب بود. در این میان آگاهی پزشکان ۶۵ درصد با میانگین (۳/۰ gte msEquation ۱۲]>± !msEquation]-->  ۷/۲) و پرستاران ۶۷/۶۶ درصد با میانگین (۱/۰ gte msEquation ۱۲]>± !msEquation]-->  ۹/۲) در سطح خوب و کمک پرستاران ۵۰ درصد با میانگین (۳/۰ gte msEquation ۱۲]>± !msEquation]--> ۲/۱) در سطح ضعیف گزارش شد. در مقایسه کلی آگاهی نسبت به رفتارهای بهداشتی کردن دست بین گروههای تحت مطالعه تفاوت آماری معنی داری بین پزشکان و پرستاران وجود نداشت اما بین دو گروه با گروه کمک پرستاران تفاوت آماری معنی دار بود (۰۴۱/۰P). نگرش کلی واحدهای پژوهش در مورد بهداشتی کردن دست ها ۳/۶۹ درصد و با میانگین (۶۱/۰ gte msEquation ۱۲]>± !msEquation]--> ۶/۳) در سطح خوب بود و در این میان نگرش پزشکان ۸۵ درصد و با میانگین (۷/۰ gte msEquation ۱۲]>± !msEquation]--> ۰۱/۳) و نگرش پرستاران ۷۷/۷۷ درصد و با میانگین (۵/۰ gte msEquation ۱۲]>± !msEquation]--> ۷/۲) در سطح خوب ولی نگرش کمک پرستاران ۳۳/۴۳ درصد و با میانگین (۱/۰ gte msEquation ۱۲]>± !msEquation]--> ۴/۱) نگرش متوسط بود. در مقایسه کلی نگرش نسبت به رفتارهای بهداشتی کردن دست بین گروههای تحت مطالعه، تفاوت آماری معنی داری  بین پزشکان و پرستاران وجود نداشت، امّا تفاوت آماری معنی داری در نگرش کمک پرستاران نسبت به رفتارهای بهداشتی کردن دست با ۲ گروه دیگر وجود داشت (۰۴۷/۰>P).

نتیجه گیری: افزایش آگاهی و نگرش پرسنل در مورد رفتارهای بهداشتی دست باعث کاهش عفونت های بیمارستانی و مرگ و میر مرتبط با آن و طول مدت بستری بیماران می­شود، لذا باید آموزش های لازم به عمل آید تا پرسنل با آگاهی و نگرش مناسب­تری به انجام صحیح رفتارهای بهداشتی کردن دست ها بپردازند.

کلمات کلیدی: آگاهی - نگرش - رفتارهای بهداشتی دست - مراقبت ویژه نوزادان



فاطمه محمدی، ملیحه اسدالهی، محمد ارشدی، عبدالله جنت دوست، عظیم عزیزی،
دوره ۱۵، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۲ )
چکیده

چکیده

زمینه: هایپوترمی موثرترین اقدام درمانی- مراقبتی در نوزادان با آسفیکسی بدو تولد محسوب می شود اما نوسانات درجه حرارت مغزی در طول دوره سرد کردن موجب ادم مغزی و متعاقباً تاثیرات نامطلوب بر وضعیت همودینامیک بدن و رشد و تکامل مغزی می گردد. از این رو مطالعه ای با هدف مقایسه پیامدهای سردکردن در دو روش سرد کردن کل بدن و سر در نوزاد با آسیفکسی بدو تولد انجام گردید.

روش کار: پژوهش حاضر، یک مطالعه توصیفی- مقایسه ای است که با بررسی ۵۰ نوزاد مبتلا به آسفیکسی بدو تولد در یکی از مراکز آموزشی-درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تبریز که به روش نمونه گیری آسان انتخاب شده بودند، انجام شد. این نوزادان در یک گروه با روش سرد کردن سر تا رسیدن به درجه حرارت رکتال ۳۵ ۳۴ درجه سانتی گراد (گروه اول) و در گروه دیگر با روش سرد کردن کل بدن تا درجه حرارت رکتال ۵/۳۳-۵/۳۲ درجه سانتی گراد (گروه دوم) سرد شده و به مدت ۷۲ ساعت در این درجه حرارت نگهداری و در یک دوره ۱۲-۸ ساعته تا درجه حرارت ۵ /۳۶ درجه سانتی گراد گرم شدند. این نوزادان در طول دوره سرد کردن از نظر بروز عوارض کوتاه مدت هایپوترمی و میزان مرگ و میر، مورد مشاهده قرار گرفته و با هم مقایسه شدند. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزارآماری  SPSS V,۱۷و آمار توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته ها: یافته نشان داد، میانگین زمانی شروع سرد کردن، در گروه اول ۶/۱+­۵ و در گروه دوم ۸/۱+­۵/۴ ساعت بعد از زایمان، بوده است و در طول دوره سرد کردن، نوسانات درجه حرارت در گروه اول ۳۷/۰± و در گروه دوم ۴۱/۰± درجه سانتی گراد مشاهده گردید. در میان عوارض کوتاه مدت هایپوترمی، در گروه اول تشنج با ۱۹ مورد (۷۶%) و خونریزی ریوی با ۲ مورد (۸%) و در گروه دوم، تشنج  با ۲۱ مورد (۸۴%) و خونریزی ریوی با ۳ مورد (۱۲%) بیشترین و کمترین عوارض مورد مشاهده بودند. نتیجه آزمون تحلیل واریانس تکراری و کوواریانس نشان داد که بین دو گروه از نظر وجود عوارض هایپوترمی، تفاوت آماری معنی داری وجود ندارد (۰۵/۰<p).

نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد بین دو گروه از نظر بروز عوارض کوتاه مدت هایپوترمی و مرگ و میر در طول دوره مطالعه در نوزادان با آسفیکسی بدو تولد تفاوت آماری معنی داری وجود ندارد. از این رو احتمالا هایپوترمی می تواند یک اقدام درمانی مراقبتی موثر برای افزایش بقاء و کیفیت زندگی در این نوزادان محسوب گردد.


لیلا حاجی تقی، محمد ارشدی، ماهنی رهکار فرشی،
دوره ۲۵، شماره ۳ - ( پائیز ۱۴۰۲ )
چکیده

زمینه و هدف: پرستاران بخش­های مراقبت ویژه به دلیل بار کاری بالا، وظایف محوله خود را اولویت­بندی میکنند که می­تواند منجر به فراموش شدن برخی مراقبتها شود. از طرفی ثبت دقیق این فعالیتهای مراقبتی بسیار پیچیده و زمان­بر بوده و ممکن است بر ارائه مراقبت کامل اثرگذار باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین کیفیت ثبت گزارشات پرستاری و ارتباط آن با مراقبت فراموش شده در پرستاران بخشهای مراقبت ویژه نوزادان شهر تبریز انجام گرفت.
روش: این مطالعه توصیفی همبستگی در سال ۱۴۰۱، به روش تمام شماری روی ۱۵۱ پرستار شاغل در بخش های مراقبت ویژه نوزادان بیمارستان های الزهرا، مردانی آذر و طالقانی تبریز، انجام گرفت. ابزار گردآوری داده ­ها، پرسشنامه های کیفیت ثبت گزارش پرستاری و مراقبت فراموش شده تابس کالی بود. آنالیز داده ها با آمار توصیفی، آزمونهای همبستگی اسپیرمن و تی در نرم افزار SPSS-۲۶ انجام شد. 
یافته ­ها: میانگین نمره کل کیفیت ثبت گزارشات پرستاران، ۸/۶۹±۵۶/۱۹ بود. بیشترین مراقبتهای کاملاً فراموش شده، «مشارکت دادن والدین در مراقبت از نوزاد» و «آموزش والدین درباره مراقبت در منزل» بود. تعداد ۱۲ مراقبت با کیفیت ثبت پرستاران ارتباط معنیدار داشتند (۰/۰۵> p). از این بین، «رعایت اصول صحیح دارو دادن»، «انجام دستورات دارویی در زمان تعیین شده» و «رعایت احتیاطات کنترل عفونت» بیشترین ضریب همبستگی را دارا بودند (۰/۰۰۱> p).
نتیجه­ گیری: از نظر پرستاران بخشهای مراقبت ویژه نوزادان، کیفیت ثبت­های پرستاری بالاتر از سطح متوسط بوده و بیشتر مراقبت­ها بطور کامل انجام می­شود. در ثبتهای با کیفیت بالاتر، فراموشی مراقبتها کمتر میباشد. با توجه به اینکه در بخش مراقبت ویژه نوزادان جزئیات مراقبتی بسیار زیاد است، ثبت دقیق آنها می­تواند در کاهش فراموشی مراقبتها مهم ­باشد.

صفحه ۱ از ۱