زمینهو هدف: سقط جنین در اکثر جوامع یکی از مسایل مهم و
بحث برانگیز محافل علمی، اجتماعی و فرهنگی است. سالانه بالغ بر ۲۱۰ میلیون بارداری
در جهان رخ می دهد که ۳۸ درصد آنها ناخواسته اند و ۲۲ درصد به سقط ختم می شوند. در
ایران نیز سالانه حدود ۸۰ هزار مورد سقط جنین اتفاق می افتد. از آنجایی که در شهر
اردبیل نیز میزان سقط بالا بوده و بیش از ۷۰۰ مورد در سال است، لذا بر آن شدیم با شناسائی برخی از عوامل دخیل در
سقط های صورت گرفته در این شهر، گامی در راستای ارتقاء بهداشت مادران برداریم.
روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی است. تعداد ۲۰۰
مادر که سقط جنین داشتند از بین مراجعین مراکز تخصصی زنان و زایمان شهر اردبیل انتحاب
شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود. داده ها با استفاده نرم
افزار spss و
روشهای آماری توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت .
یافته ها: نتایج نشان داد ترکیب سنی مادران بالای ۱۵ سال بوده
و اکثر سقط ها (۵/۵۳%) در رده سنی ۳۲-۲۴ اتفاق میافتد. اکثر مادران تحصیلات
ابتدائی داشته و خانه دار بودند. بیشتر مادران (۸۰%) یکبار یا بیشتر سابقه سقط
قبلی داشتند و نیز حاملگی در اکثر موارد (۸۰%) از نوع ناخواسته بود. اکثر مراجعین
شهری بودند. هم چنین تحصیلات اکثر همسران ابتدائی و شغل اکثر آنها آزاد بود.
نتیجه گیری: مهمترین علت سقط در
این مطالعه حاملگی ناخواسته بود، لذا برنامه های پیشگیری از بارداری و مشاوره از
اولویت های منطقه محسوب می گردد.
مهناز آذری، منوچهر فصیح، افروز مردی، دوره ۱۴، شماره ۱ - ( بهار و تابستان ۱۳۹۱ )
چکیده
چکیده
زمینه و هدف:�حاملگی خارج رحمی شایعترین علت مرگ و میر زنان باردار در سه ماههی اول
حاملگی می با شد . به نظر می رسد که تشخیص
زودرس و درمان حاملگی نابجا می تواند پیش آگهی باروری آینده را در این بیماران
بهبود بخشد. این مطالعه با هدف تعیین میزان شیوع حاملگی نابجا و عوامل مؤثر بر آن
در بیمارستانهای شهر اردبیل در سالهای۱۳۸۷-۱۳۸۵انجام شد.
روش ها: این مطالعه
توصیفی- مقطعی و گذشته نگر می باشدکه در مدت سه سال بر روی ۲۹۷۹۳ زن حامله که در بخش جراحی زنان بیمارستانهای
اردبیل بستری شده بودند، با نمونه گیری به روش سرشماری انجام یافته است. اطلاعات
مربوط به بیماران از طریق پرسشنامه محقق ساخته شامل ۲ بخش: اطلاعات دموگرافیک و
عوامل مستعد کننده به حاملگی نابجا از روی پرونده های موجود در بایگانی بیمارستان
ها بدست آمده است. سپس اطلاعات وارد نرم افزار ۱۱SPSSو با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد
تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها:�شیوع حاملگی خارج از رحم در بیماران
بستری ۳/۰ در صد حاملگیها بود (۸۲ نغر). میانگین سنی ۷۰ نفر (۸۴%) ۶/۸±۳۰ سال بود. ۵۵
نفر (۶۷%) حاملگی صفر و ۱۹ نفر (۲/۲۳ %) سابقه ی یک تا سه بار سقط را ذکر کردند. نتایج
تحقیق در مورد عوامل مستعد کننده حاملگی خارج رحمی نشان داد که ۴۴ نفر (۲/۶۷% ) بیماران
سابقه عوامل مؤثر در ایجاد حاملگی خارج رحمی را داشتند و از این میان ۳۳ نفر
(۲/۵۶%) سابقه عمل جراحی شکمی – لگنی نظیر سزارین، آپاندکتومی، لا پاراسکوپی، کیست
تخمدان و بستن لوله را داشتند. شایع ترین علامت بیماران ۵۸ نفر (۲/۶۹%) هنگام مراجعه درد
شکمی بود. از ۸۲ بیمار فقط دو نفر ( ۵/۲ %
) به روش طبی درمان شده و بقیه ی ۸۰ نفر (۵/۹۵%) به روش جراحی درمان شده بودند . ۴۸
نفر (۵/۵۸%) مبتلا به حاملگی خارج رحمی از روشهای تنظیم خانواده استفاده کرده
بودند که ۲۰ نفر (۴/۲۴%) از روش پیشگیری از بارداری قرص
های ترکیبی استفاده
کرده بودند. آزمون آماری ارتباط معنی دار بین عوامل مستعد کننده و حاملگی خارج رحم
نشان داد (۰۰۵/۰P=)
نتیجه گیری: باتوجه به این که
اکثریت افراد مورد مطالعه حداقل یک عامل خطر برای ابتلا به حاملگی خارج رحمی را داشتند
لذا باید با ترویج استفاده از روشهای سدی پیشگیری از بارداری (اسپرم کش، کاندوم و
دیافراگم) و همچنین زایمان طبیعی به جای سزارین از میزان ابتلا به حاملگی خارج از
رحمی کاست.
واژه های کلیدی:�حاملگی نابجا ، شیوع، عوامل مستعد کننده
مهرناز مشعوفی، افروز مردی، زهرا هاشمیان، دوره ۲۴، شماره ۳ - ( پائیز ۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف:در دوره پس از زایمان و شیردهی، نحوه کارکرد و رضایت جنسی زنان، اغلب توسط پزشکان و مراقبین سلامت نادیده گرفته میشود. هدف از این مطالعه تعیین وضعیت کارکرد و رضایت جنسی زنان شیرده اردبیل در سال ۱۳۹۸ بود. روش کار: این مطالعه، یک پژوهش مقطعی توصیفی بود که روی ۳۷۱ زن شیرده مراجعه کننده به مراکز بهداشتی شهر اردبیل در سال ۱۳۹۸ انجام گرفت. مراکز بهداشتی به روش خوشه ای- طبقه ای انتخاب و نمونه گیری به روش در دسترس از میان زنان واجد شرایط از ۴ هفته تا ۶ ماه بعد از زایمان انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها، فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه های کارکرد جنسی روزن و رضایت جنسی هادسون بود که توسط کارشناس بهداشت یا مامای آموزش دیده تکمیل شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-۲۳ و آزمون های تی مستقل، کای اسکوئر و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها:میانگین نمره کل کارکرد جنسی زنان مورد مطالعه، ۳/۹۹±۲۱/۷۳ بود. ۳۵۵ نفر(۰/۹۵/۶۸) مشکوک به اختلال کارکرد جنسی بودند. حیطه درد کمترین (۹۳/±۱/۸۷)و حیطه رضایتمندی، بیشترین (۱/۱۳± ۴/۹۹) نمره را در میان حیطه های کارکرد جنسی داشتند. همچنین میانگین نمره کل رضایت جنسی، ۲۵/۶۴±۱۱۱/۲۶ بود و ۳۳۲ نفر (۰/۸۹/۴۸) از زنان شیرده دارای رضایت جنسی بودند. بین کارکرد جنسی و رضایت جنسی زنان، همبستگی مستقیم و معناداری وجود داشت (۰/۶۱۳=r و۰/۰۰۱ P<). بین متغیرهای سن زن (۰/۰۲۲=p)، تحصیلات زن (۰/۰۰۶=p) و درآمد همسر (۰/۰۱۱=p) با کارکرد جنسی زنان و بین متغیرهای سن زن (۰/...=p)، سن همسر (۰/۰۲۱=p)، درآمد همسر (۰/۰۰۰=p)، تعداد زایمان (۰/۰۱۱=p) و داشتن اتاق مستقل (۰/۰۲۷=p) با رضایت جنسی زنان شیرده، ارتباط آماری معناداری مشاهده شد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، اکثر زنان شیرده مشکوک به اختلال کارکرد جنسی ولی در عین حال دارای رضایت جنسی بالا بودند. لذا توصیه میشود بعد جنسی در مراقبت از زنان شیرده بیشتر مورد توجه مراقبین بهداشتی و پزشکان قرار گیرد.
راشد افروز، توران سلیمانی، جواد حاتمی، یوسف نامور، دوره ۲۵، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۲ )
چکیده
زمینه و هدف:سلامت به عنوان یک مسئله و بحث جهانی مطرح بوده و سازمانها میکوشند تا سلامت کارکنان خود را بهبود بخشند. یکی از این راهکارها، تقویت شیوه کسب اطلاعات معتبر مربوط به سلامت از طریق رسانههای اجتماعی است. با توجه به اینکه، دانشگاههای علوم پزشکی باید بیشتر در زمینه ارتقای سلامت کارکنان خود کوشا باشند، مطالعه حاضر با هدف ارتقای سلامت مبتنی بر سواد رسانهای در کارکنان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی اردبیل در سال ۱۴۰۱ انجام گرفت. روش کار:این پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی به روش کمی- کیفی است. جامعه آماری در بخش کیفی، اساتید و مدیران دانشگاه علوم پزشکی اردبیل بودند که با روش نمونهگیری هدفمند از نوع گلوله برفی انتخاب شدند و در بخش کمی، ۲۳۴ نفر از کارکنان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی اردبیل بودند که با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی مصاحبه نیمهساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه تهیه شده با استفاده از نتایج بخش کیفی بود. برای تحلیل دادههای کیفی از روش گراندد تئوری به روش کدگذاری استراوس و کوربین و برای تحلیل دادههای کمی از آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. یافته ها: در مرحله کیفی ۸ مقوله اصلی و ۴۴ مقوله فرعی شناسایی شد که در قالب مدل پارادایمیک شامل ۶ بعد؛ شرایط علّی (خصوصیات فردی و بستر خانوادگی، شرایط محیطی، اجتماعی و اقتصادی جامعه و ارزیابی نقّادانه محتوای رسانه)، شرایط زمینهای (زیرساختهای ارتقای سواد رسانهای)، پدیده محوری (ارتقای سواد رسانهای)، راهبردها و اقدامات (ایجاد محیط یادگیرنده و مشارکت کارکنان)، شرایط مداخلهگر (فقدان پذیرش رسانههای نوین در بین کارکنان) و در نهایت پیامدها (ارتقای سلامت عمومی) است. در مرحله کمّی برازش و توان پیشبینی مدل تایید شد. همه ابعاد در ارتقای سلامت مبتنی بر سواد رسانهای معنیدار بودند و در نهایت عوامل ارتقای سلامت مبتنی بر سواد رسانهای اولویتبندی گردیدند و بر این اساس مدل ارتقای سلامت مبتنی بر سواد رسانهای اعتباریابی شد. نتیجه گیری: بر اساس یافتههای پژوهش نتیجه گرفته میشود استقرار مدل ارتقای سلامت مبتنی بر سواد رسانهای در دانشگاه علوم پزشکی اردبیل میتواند منجر به ارتقای سلامت عمومی برای کارکنان آموزشی دانشگاه گردد که نتایج آن بهبود شیوه زندگی و رفتارهای بهداشتی، افزایش قابلیتهای سلامت فردی، ایجاد و گسترش خدمات سلامتی، استقرار عدالت اجتماعی و توانمندسازی افراد و ارتقای کیفیت و نحوه ارائه خدمات است.