logo

جستجو در مقالات منتشر شده


۱۹ نتیجه برای طاهر

نادر آقاخانی، طاهر محیط مافی، نرگس رهبر، بنفشه شافعی، محمد ولی رخشی،
دوره ۱۲، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۸۹ )
چکیده


چکیده

زمینه و هدف :بیمارستان جزو لاینفک تشکیلات پزشکی و اجتماعی است که وظیفه تأمین مراقبت‌های کامل بهداشتی (پیشگیری، درمان و نوتوانی) را برای عموم به عهده داشته و مرکزی آموزشی برای کارکنان بهداشت و درمان و تحقیقات زیستی اجتماعی به حساب می آید.به منظور تأمین کیفیت خدمات و مراقبت‌های بهداشتی و درمانی، رعایت موازین اخلاق پزشکی و رعایت حقوق بیماران در ارائه خدمات بهداشتی و درمانی اجتناب ‌ناپذیر است. درک  دیدگاه بیماران در مورد رعایت حقوق آنان  کمک می کند تا عملا از کاستیهای مربوطه  اطلاع حاصل و تدابیر مربوط به رعایت این موارد به وسیله پرسنل ،توسط مدیران انجام شود.پژوهش حاضر نیز در همین راستا صورت گرفته است.

 روش کار:  بر حسب مشخصات دموگرافیک بیمار( سن، جنس ،میزان تحصیلات ) دفعات بستری و طول مد ت بستری تعداد ۳۰۶ نمونه انتخاب و پس ازتصویب طرح در شورای پژوهشی دانشکده و دانشگاه ،نسبت به گرد آوری داده ها جهت واحدهای پژوهش اقدام گردید.داده ها با استفاده از پرسشنامه مربوط به ویژگی های دموگرافیک و پرسشنامه ای در مورد حقوق بیماران گردآوری ونمونه ها بر اساس معیارهای تعیین شده از ۳ مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره)، شهید مطهری و آیت الله طالقانی با روش نمونه گیری ساده انتخاب شدند.

یافته ها: از ۳۰۶ فرد بررسی شده، اکثریت ۲۶۴نفر (۳/۸۶%) متاهل بودند. ۱۶۱نفر (۱/۵۳%) به مدت ۵-۰ روز در بیمارستان بستری بودند واز نظر دفعات ۵۲ نفر (۶/۳۷%) برای اولین بار بستری شده بودند. که (۴/۸۱%) زنان و (۳/۷۵%)از مردان مورد پژوهش،  نگرش متوسطی نسبت به رعایت حقوق خود در بیمارستان داشتند.(۲/۹۲%)نمونه با تحصیلات دبیرستانی و (۱/۸۳%) از نمونه های بی سواد  نگرش متوسطی به رعایت حقوق خود در بیمارستان داشتند ، بیشترین میزان رعایت حقوق مربوط به افراد با تحصیلات دانشگاهی بود(۷/۳۵%).در این  پژوهش ارتباط معنی داری بین میزان تحصیلات با دیدگاه بیماران نسبت به رعایت حقوق خود مشاهده گردید و به نظر می رسد بیماران با تحصیلات بالا بیشتر با حقوق خود آشنا باشند و عملا نیز بتوانند از حقوق خود دفاع نمایند. (۰۱۲/۰ = p).

نتیجه گیری: پژوهش بیانگر این واقعیت است که دیدگاه بیماران نسبت به رعایت حقوق در حد متوسط می‌باشدو اطلاع‌رسانی مناسب نیز در زمینه آشنایی با حقوق بیماران کمتر صورت می‌گیرد. البته بخشی از این مشکلات مربوط به ویژگی های دموگرافیک واحدهای پژوهش بود.

واژه های کلیدی:دیدگاه، بیماران بستری، ارومیه، حقوق بیمار


طاهره خالق دوست، الناز اصغری، احسان کاظم نژاد، فریبا عسگری،
دوره ۱۲، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۸۹ )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف: سازمان یادگیرنده سازمانی است که در آن افراد همیشه سعی می کنند توانایی های خود را برای ایجاد بهترین نتیجه افزایش دهند و مطالعه حاضر در این راستا صورت گرفته است.

روش کار: این پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و نمونه ها ۷۱۹ پرستار  بیمارستان های شهر رشت هستند که  به صورت سرشماری انتخاب شدند. از پرسشنامه جئنگ و همکاران یرای جمع آوری اطلاعات استفاده شد و داده ها با آزمون های توصیفی و تحلیلی درSPSS  تجزیه و تحلیل شدند.

یافته ها: میانگین نمره دیدگاه نسبت به سازمان یادگیرنده ۰۴/۱۰ ±۷۲/۹۲ بود . ارتباط بین دیدگاه افراد نسبت به سازمان یادگیرنده با سن،بخش، سمت ، شیفت و... از نظر آماری معنی دار بود.

نتیجه گیری: دید مثبت پرستاران نسبت به سازمان یادگیرنده می تواند نتایج بسیار سودمندی داشته باشد .بر اساس یافته های این مطالعه تعیین شیفت و بخش بر اساس علاقه کارکنان میتواند باعث تقویت دیدگاه آنان گردد.

کلید واژه ها: پرستار ، سازمان یادگیرنده ، مدیریت


نسرین سرابی، فریبا نصیری زیبا، طاهره صفرآبادی،
دوره ۱۲، شماره ۴ - ( زمستان ۸۹ ۱۳۸۹ )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف: بیماران دارای استومی از پرستاران انتظاراتی دارند و قادرند از این انتظارات برای ارزیابی مراقبت به عمل آمده از آنها استفاده نمایند. پژوهش حاضر با هدف تعیین انتظارات بیماران دارای استومی از مراقبت­های پرستاری انجام شد.

روش ها: در این پژوهش مقطعی ۳۰۰ بیمار دارای استومی گوارشی با روش نمونه­گیری در دسترس از بیمارستان­های آموزشی شهر تهران انتخاب شدند. داده­ها با استفاده از پرسشنامه تعدیل شده کیفیت مراقبت از دیدگاه بیمار طی سه ماه جمع­آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS V,۱۳ تجزیه و تحلیل شد.

یافته­ها: گزینه ­های مربوط به ارائه کمک­های لازم درباره چگونگی لمس استومی، وقت کافی برای صحبت کردن و ارائه مراقبت توام با احترام بالاترین و ارائه اطلاعات درباره مراقبت از پوست اطراف استومی، مسافرت با استومی و تغییر در میزان کار پس از جراحی پایین­ترین میانگین امتیاز را داشتند.

نتیجه­گیری: نتایج نشان داد که سطح انتظار ازمراقبت پرستاری زیاد بود؛ بنابراین، آموزش کارکنان پرستاری در مراقبت از بیماران دارای استومی­ پیشنهاد می­شود.

واژگان کلیدی: استومی، انتظار، مراقبت پرستاری


شهرام حبیب زاده ، هما علیزاده، فرهاد پورفرضی، احمد قاسمی، طاهر امینی ملکی،
دوره ۱۳، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۰ )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف:  مسأله افت تحصیلی در دانشجویان علوم پزشکی دارای اهمیت فراوان بوده و پدیده ای است که می تواند به کاهش عملکرد مؤثر دانشجویان منجر شود. به همین دلیل این مطالعه با هدف تعیین میزان بروز افت تحصیلی و عوامل مؤثر بر آن در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اردبیل انجام شد.

روش ها: این مطالعه، یک مطالعه مقطعی از نوع مورد شاهدی است که در سال تحصیلی ۸۶ بر روی کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی به تعداد ۹۳۸ نفر انجام شده است. نمونه گیری بصورت آسان و در دسترس و حجم برابر نمونه تمامی مورد افراد مطالعه و ۳۸ نفر دارای افت تحصیلی و دو نفر شاهد به ازای هر مورد، ۶۸ نفر بر اساس همسان بودن کلاس افراد انتخاب شدند.برای گردآوری داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته اقدام شد که شامل دو بخش سوالات دموگرافیک و بخش عوامل موثر در افت تحصیلی بود.جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از روشهای آماری مجزورکای، آزمون دقیق فیشر در نرم افزار spss  v,۱۳ استفاده گردید.

یافته ها: از ۹۳۸ دانشجو مورد بررسی ،۳۸ نفر دارای افت تحصیلی بودند و میزان بروز سالانه افت تحصیلی ۴ در ۱۰۰ نفر دانشجو برآورد گردید.بیشترین میزان افت تحصیلی در رشته های علوم آزمایشگاهی و مامائی و پزشکی به ترتیب با بروز سالانه ۱۹ درصد و ۱۱ درصد و ۹/۸ درصد بود. بومی نبودن (۰۱۶/۰=p) ، سطح تحصیلات پدر (۰۲/۰=p )، آگاهی از آینده شغلی (۰۱/۰=p) ، فقدان انگیزه (۰۲/۰=p) و عدم مطالعه منظم (۰۰۸/۰=p) به عنوان مهمترین عوامل مؤثر در افت تحصیلی دانشجویان شناسایی شد.

نتیجه گیری:  با توجه به عوامل مؤثر فراوان در بروز افت تحصیلی که عمدتاََ با مسائل فردی دانشجویان در ارتباط می باشد، ایجاد یک کمیته پایش عملکردی در نحوه پذیرش دانشجو و در حین سالهای تحصیلی آنان و استفاده از مشاوره های دانشجویی، در کاهش بروز این مورد ضروری به نظر می رسد.

واژه های کلیدی: افت تحصیلی، دانشجو، علوم پزشکی اردبیل


طاهره مقدس، مژگان بقایی، احسان کاظم نژاد، مریم مومنی، میترا صدقی ثابت،
دوره ۱۵، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۲ )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف: کنترل درد از چالشهای عمده پرستاران است. پرستاران باید دارای مهارت لازم در بررسی کامل درد و تسکین آن و همچنین درک انتظارات بیمار و یا سوء برداشت‏های او باشند. با توجه به اهمیت هماهنگی بین درک پرستار و بیمار از کنترل درد، هدف از تحقیق حاضر مقایسه درک پرستار و بیمار از کیفیت کنترل درد در بیماران تحت جراحی پیوند عروق کرونر بود.

روش کار: این پژوهش مقطعی مقایسه‏ای بر روی ۱۰۸ بیمار تحت جراحی پیوند عروق کرونر و پرستاران آنان در شهر رشت در سال ۱۳۸۹صورت گرفت. ابزار پژوهش مشتمل بر سه پرسشنامه جمعیت شناختی، پرسشنامه استاندارد کنترل درد بعد از جراحی و ابزار بررسی رضایت بیمار از تسکین درد بود. نمونه‏گیری بیماران به‏روش مستمر و گردآوری داده‏ها با استفاده از روش مشاهده پرونده و مصاحبه با نمونه‏های دارای مشخصات تعیین‏شده انجام شدو با کمک آزمون‏های آماری توصیفی و استنباطی (آنوا، اسپیرمن، تی و ویلکاکسون) تحت نرم افزار SPSS، ویرایش ۱۶ تجزیه و تحلیل شدند.

یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین نمره درک از کل مراقبت مرتبط با درد و تمامی حیطه‏های آن به جز محیط (۰۰۱/۰>p) و همچنین میانگین درکاز رضایت بیمار از تسکین درد در پرستاران به‏طور معنی‏داری بالاتر از بیماران (۰۲۸/۰>p) بود.

نتیجه گیری: اختلاف معنی‏دار موجود بین درک پرستار و بیمار از ارائه مراقبت مرتبط با درد در این تحقیق لزوم توجه به برنامه‏ریزی ویژه جهت استاندارد سازی مراقبت درد و ارتقاء راهکارهایی یرای ارتباط درمانی موثر بیمار و پرستار و درک مناسب نیازهای بیمار توسط پرستار را برجسته می‏سازد.  

واژه های کلیدی: کنترل درد، رضایت بیمار، پرستار، جراحی پیوند عروق کرونر

 

 


مینا محسنی، طاهره خالقدوست محمدی، معصومه ادیب، زهرا محتشم امیری، شاهرخ یوسف زاده، لیلا کوچکی نژاد، زهرا حقدوست،
دوره ۱۶، شماره ۱ - ( بهار و تابستان ۱۳۹۳ )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف: سیستم اورژانس پیش بیمارستانی بخش مهمی از سیستم ارائه خدمات بهداشتی است که می‏تواند با ارائه به موقع مراقبت‏های مناسب در صدمات سیستم عصبی، موجب پیشگیری از مرگ، ناتوانی، افزایش هزینه‏های بیمارستانی و تحمیل صدمات اقتصادی به جامعه شود. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت مراقبت‏های عصبی اورژانس پیش بیمارستانی و عوامل مرتبط با آن در بیماران تروماتیک انجام شد.

روش کار: در یک مطالعه توصیفی- مقطعی وضعیت اقدامات عصبی اورژانس ۱۱۵ و عوامل مرتبط با آن در ۵۷۷ بیمار ترومایی انتقال داده شده به مرکز آموزشی درمانی پورسینا از۲۰ آبان تا پایان اسفندماه سال ۱۳۹۱ با استفاده از چک لیست پژوهشگرساخته به شیوه نمونه‏گیری آسان و با استفاده از spss-۱۶ مورد بررسی قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده‏ها از آزمون‏های تی تست، آنالیز واریانس یک‏طرفه و ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شد.

یافته ها: بیشترین مراقبت ارائه شده مربوط به کنترل سطح هوشیاری (۲/۳۶%) و کمترین آن به ترتیب مربوط به استفاده از تخته پشتی (۲/۱۲%) و کولار گردنی (۶/۱۵%) بود. به طور متوسط اقدامات ارائه‏شده سیستم عصبی ۰۰۵/۲±۳۳/۸۱ درصد بود. بین مراقبت‏های ارائه شده سیستم عصبی با معابر ترافیکی (۰۳/۰p<) و نوع شیفت کاری پرسنل(۰۴/۰p<)ارتباط معنی‏دار مشاهده شد، یعنی مراقبت در راه‏های روستایی و در شیفت صبح بیشتر بود.

نتیجه گیری: در این پژوهش اقدامات مربوط به ثابت سازی ستون فقرات (استفاده ازتخته پشتی و کولار گردنی) از بیشترین مواردی بود که علی‏رغم ضرورت، انجام نشده بود. لذا نتایج این پژوهش می‏تواند اطلاعاتی از وضعیت اورژانس پیش بیمارستانی در اختیار مسئولین و مدیران قرار دهد تا با تدوین پروتکل‏های استاندارد و آموزش پرسنل جهت ارتقاء این امر مهم گام بردارند.

واژه های کلیدی: مراقبت سیستم عصبی، اورژانس پیش بیمارستانی، صدمات تروماتیک 


حمید حجتی، نورالله طاهری، سالار کمانگر، نفیسه حکمتی پور، جمیله میرزاعلی،
دوره ۱۷، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه سازمان‌‌‏ها به طور ناخواسته هزینه‌‏های سنگینی را به علت عدم تعهد کارکنان خود متحمل می‌شوند. لذا افزایش میزان توانمندی در سازمان‌‌‏ها با توجه به فراهم نمودن زمینه‌‏های مناسب ایجاد آن منجر به مزایایی نظیر افزایش تعهد سازمانی کارکنان می‌شود. بر همین اساس این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین توانمندی و تعهد سازمانی پرسنل پرستاری بیمارستان‌‏های طالقانی آبادان و ولی عصر خرمشهر انجام گرفت.

روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی بود که نمونه‏گیری آن به روش سرشماری و بر روی ۹۵ نفر از پرستاران بیمارستان طالقانی آبادان و ولی عصر خرمشهر در سال ۱۳۹۰ انجام گرفت. ابزار گردآوری داده‌‏ها پرسشنامه توانمندسازی اسپیرتزر و پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و میر بود. داده‌‏ها با استفاده از SPSS-۱۶ و آزمون‌ آماری رگرسیون خطی تجزیه و تحلیل شدند.

یافته‏‏ها: میانگین و انحراف معیار توانمندسازی سازمانی ۵۸/۱۰±۱۵/۶۶ و تعهد سازمانی ۲۹/۱۱±۴۲/۵۵ بود که آزمون آماری ارتباط معنی‏داری را بین توانمندسازی با تعهد سازمانی نشان داد (۰۵/۰>p). به طوری که با افزایش توانمندسازی سازمانی میزان تعهد سازمانی بیشتر می‏شد.

نتیجه­گیری: با توجه به  ارتباط مثبت بین توانمندسازی و تعهد سازمانی پرستاران به مدیران بیمارستانی توصیه می‌گردد، جهت حفظ و بالابردن این انگیزه و تعهد از روش‌‏های تشویقی بیشتر و قابل توجه تری استفاده کنند


مریم مؤمنی، رضا ضیغمی، محمد مرادی، مریم طاهرپور، محمد ابراهیم ساریچلو،
دوره ۱۷، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: هراس اجتماعی شایع‏ترین اختلال اضطرابی است و معمولاً در اوایل دوران نوجوانی یا بزرگسالی همراه با افزایش خودآگاهی ایجاد می گردد. مطالعات محدودی شیوع هراس اجتماعی را در دانشجویان پرستاری و مامایی بررسی نموده اند؛ لذا هدف از مطالعه حاضر تعیین شیوع و عوامل مرتبط با هراس اجتماعی در دانشجویان پرستاری و مامایی بود.

روش کار: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی، در مجموع ۲۲۰ دانشجو (۱۲۳ نفر پرستاری و ۹۷ نفر مامایی) از دانشکده پرستاری و مامایی قزوین در سال ۱۳۹۲ به روش سرشماری شرکت نمودند. ابزار گردآوری داده‏ ها، پرسشنامه دو قسمتی شامل اطلاعات فردی- اجتماعی و ابزار ارزیابی هراس اجتماعی بود. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون‏های  توصیفی و تحلیلی به کمک SPSS-۱۶ تجزیه و تحلیل شدند.

یافته‏ها: میانگین سنی دانشجویان ۸/۳±۲۳/۲۱ سال و اکثراً زن (۷/۷۶%، ۱۶۸ نفر) بودند. شیوع هراس اجتماعی در بین دانشجویان ۶/۲۸ درصد بود. فراوانی شدت هراس اجتماعی خفیف ۱۹ درصد، متوسط ۳/۷ درصد، شدید ۹/۰درصد و خیلی شدید ۹/۰درصد بود.بین سطح تحصیلات مادر (۰۱/۰p<، ۵۳۴/۰OR=) و محل سکونت و ابتلا به هراس اجتماعی ارتباط آماری معنی‏داری مشاهده شد (۰۵/۰p<، ۶۱۳/۲OR=)؛ بطوری که سطح تحصیلات پایین تر مادر و زندگی شهری شانس ابتلا به هراس اجتماعی را افزایش می داد.

نتیجه گیری: شیوع هراس اجتماعی  در مطالعه نسبتاً بالا بود. راهبردهای پیشگیرانه و درمانی جهت کاهش شیوع هراس اجتماعی در دانشجویان به‏ صورت آگاه نمودن دانشجویان و والدین آنها در مورد در دسترس بودن درمان‏های دارویی و روانی برای هراس اجتماعی توصیه می شود.


حمید حجتی، نفیسه حکمتی پور، طاهره نصرآبادی، سهیلا حسینی،
دوره ۱۷، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: مواجهه باپدیده مرگ بیمار مرحله ای اجتناب ناپذیر در حرفه علوم پزشکی به خصوص برای گروه پرستاری ‌می‏باشد. در بسیاری از موارد پرستار تنها فردی است که در هنگام مرگ، مراقب بیمار است و نگرش نسبت به مرگ یکی از مهمترین عواملی است که بر روی رفتار مربوط به حرفه مراقبت سلامت اثر ‌می‏گذارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی نگرش پرستاران بیمارستان‏های تامین اجتماعی استان گلستان نسبت به مرگ در سال ۱۳۹۳ انجام گرفت.

روش کار: این مطالعه توصیفی- مقطعی بر روی ۱۰۶ پرستار شاغل در بیمارستان‌های تامین اجتماعی استان گلستان به روش نمونه گیری سرشماری از بین تمامی افراد واجد شرایط پژوهش انجام گرفت. داده ها توسط پرسشنامه‌های مشخصات دموگرافیک و مقیاس استاندارد تجدید نظر شده نگرش نسبت به مرگ (DAP-R) جمع آوری و توسط spss-۱۶ به کمک آمار توصیفی (فراوانی، میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون تی مستقل، آنالیزواریانس، آزمون تعقیبی شفه، آزمون تعقیبی توکی و همبستگی پیرسون) تجزیه و تحلیل شد.

یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد میانگین و انحراف معیار نگرش به مرگ پرستارن  ۴/۱۴ ± ۲۳/۱۵۰ بود. آزمون آماری رگرسیون چندگانه بین نگرش به مرگ با سابقه کار همبستگی ‌منفی معنی‌داری را نشان داد (۰۰۷/۰>p)، بطوری که با هر سال افزایش سابقه کاری نگرش منفی به مرگ ۵ برابر کمتر ‌می‏شد. همچنین بین نگرش به مرگ و آموزش همبستگی ‌مثبت معنی‌دار مشاهده شد (۰۰۳/۰>p). لذا پرستارانی که دوره‌ های آموزشی و کارگاه‌های مراقبت از مرگ را گذرانده بودند، نگرش  بهتری داشتند.

نتیجه‌گیری:نتایج این پژوهش نشان داد که پرستاران نسبت به مرگ نگرش مثبتی داشتند. پرستاران به دلیل ماهیت شغلی خود زمان طولانی‌تری را برای مراقبت از این بیماران و همراهانشان سپری می‌کنند و ارتباط نزدیک‌تری با اعضای خانواده و همراهان بیماران دارند. وجود دید و نگرش مثبت در پرستاران ‌می‏تواند در مراقبت از بیماران و حمایت اعضای خانواده آنها موثر باشد.


گیتی ازگلی، زهره شیخان، فرین سلیمانی، سحر میرزایی، پدیده جنتی عطایی، طاهره ضیایی، فرحناز خلوصی بدر،
دوره ۱۷، شماره ۳ - ( پاييز ۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: خواب نقش مهمی در تکامل کودکان دارد و بر رشد فیزیکی، رفتاری، عواطف و عملکرد شناختی کودک موثر است. همچنین مهارتهای تحصیلی و اختلالات توجه متاثر از خواب است. هدف از این پژوهش �تعیین میزان اختلالات خواب و عوامل مرتبط با آن در کودکان پیش دبستانی مراجعه کننده به مراکز بهداشتی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی شهر تهران در سال۱۳۹۲ بود.

روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی بود که بر روی ۴۰۰ کودک در سال ۱۳۹۲ انجام شد. نمونه های پژوهش را کودکانی تشکیل میدادند که برای ارزیابی رشد به مراکز بهداشتی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی شهر تهران �مراجعه کرده بودند. نمونه گیری به صورت خوشه ای انجام شد. پرسشنامه ها توسط مادران کودکان بطریقه مصاحبه تکمیل گردید. عوامل مرتبط در این مطالعه شامل سن، شاخص توده بدنی، خواسته بودن کودک، شغل و تحصیلات مادر، شغل و تحصیلات پدر و... بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آزمون کای اسکوئر استفاده شد.

یافته ها: میزان اختلال خواب در کودکان ۳/۳۶ درصد (۱۴۴ نفر) بود. سن، شاخص توده بدن، وجود بیماری در مادر، مصرف مواد مخدر توسط پدر و وجود سازگاری زناشویی والدین با اختلالات خواب ارتباط داشت (۰۵/۰p<).

نتیجه گیری: اختلالات خواب رشد و تکامل کودکان را تهدید میکند و باید به عنوان عاملی مهم و تاثیرگذار در سلامت کودکان مورد توجه قرار گیرد. مشکلات تغذیه ای که منجر به چاقی میشود، رفتارهای پرخطر والدین و بیماری مادر و مجادلات زناشویی ممکن است از علل مساعد کننده اختلالات خواب در کودکان باشد. لذا ایجاد محیطی امن و دور از هرگونه کشمکش درآموزش به والدین بایستی مورد توجه قرار گیرد.�


طاهره رمضانی، زهرا دشتی، محمد حضوری، سیامک محبی،
دوره ۱۸، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۵ )
چکیده

زمینه و هدف: فشارخون بالا در همه جوامع یکی از شایعترین معضلات سلامت عمومی میباشد که شیوع آن در زنان به خصوص زنان یائسه بالا است. آگاهی تغذیهای نقش مهمی در مدیریت بیماری های مزمن از قبیل فشارخون بالا دارد. لذا هدف از پژوهش حاضر تعیین ارتباط آگاهی تغذیه ای با فشارخون بالا و شاخص های تن سنجی، در زنان یائسه شهر قم بود.

روش کار: این پژوهش تحلیلی- مقطعی با جامعه پژوهش شامل زنان یائسه مبتلا به پرفشاری خون در شهر قم در سال ۱۳۹۳ بود که از بین این افراد ۲۱۱ نفر به صورت نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامهای شامل مشخصات دموگرافیک، چک لیست شاخص های تن سنجی و پرسشنامه آگاهی تغذیه ای بعد از تأیید روایی و پایایی از طریق مصاحبه سازمان یافته جمع آوری و با استفاده از SPSS-۱۶ و با آزمونهای T مستقل، همبستگی پیرسون و ANOVA در سطح معناداری کمتر از ۰۵/۰ تجزیه و تحلیل شد.

یافته ها: میانگین سن زنان یائسه ۹/۸ ±۶/۶۰ سال بود. اکثریت نمونه ها به لحاظ تحصیلات و شغل بیسواد و خانه دار بودند (۱/۷۱% و ۱/۹۹%). میانگین مدت ابتلا به فشارخون بالا ۵/۵±۲/۶ سال و میانگین و انحراف معیار آگاهی تغذیه ای در زنان یائسه ۰۶/۲±۱۱/۱۱ بود. ضریب همبستگی پیرسون ارتباط معکوس و معنی داری را بین آگاهی تغذیه ای با فشار خون سیستولیک (۰۰۵/۰= p، ۰۳/۰- =r) و نسبت دورکمر به دورباسن (۰۰۲/۰= p، ۲۱۵/۰- =r) نشان داد.

نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش وجود برنامه های آموزشی مناسب در جهت ارتقای آگاهی تغذیه ای زنان یائسه ضروری است تا بدین وسیله موجب کاهش موارد فشارخون بالا در این گروه از جامعه گردد.


محمدحسین باقیانی مقدم، زویا خواجه دهی، طاهره رحیمی، فاطمه جوزی،
دوره ۲۰، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۷ )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان دهانه رحم، دومین سرطان شایع در زنان میباشد و علیرغم قابل پیشگیری بودن آن، سالانه در دنیا تعداد زیادی از زنان در اثر ابتلا به آن جان خود را از دست میدهند. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر مداخله آموزشی مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی بر انجام پاپ اسمیر در زنان شهر یزد انجام گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر، یک مطالعه نیمه تجربی بود که در سال ۹۳ روی ۸۷ زن ازدواج کرده مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر یزد انجام شد. نمونه گیری به روش خوشه ای چند مرحله‌ای بود که طی آن، چهار مرکز از بین مراکز بهداشتی درمانی شهر یزد انتخاب و در دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. از یک پرسشنامه محقق ساخته جهت جمع آوری داده ها استفاده شد. دو جلسه آموزشی به روش سخنرانی و بحث گروهی در مورد سرطان دهانه رحم، عواقب جدی بیماری، نحوه انجام پاپ اسمیر و منافع آن، اجرا شد. هر دو گروه قبل و دو ماه پس از مداخله، مورد بررسی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-۲۰ و آزمونهای آماری توصیفی، تی مستقل و تی زوجی تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: براساس نتایج، قبل از مداخله تفاوت معناداری در میانگین نمره سازه های الگوی اعتقاد بهداشتی، در گروه آزمون و کنترل وجود نداشت. پس از مداخله، میانگین نمره حساسیت درک شده (۰/۰۰۱<p)، شدت درک شده (۰/۰۰۱<p)، راهنما برای عمل (۰/۰۰۲=p) و آگاهی (۰/۰۰۸=p) در گروه آزمون نسبت به قبل افزایش یافت، در حالی که نمره موانع درک شده، کاهش معنیداری را نشان داد (۰/۰۰۱<p). در رابطه با رفتار شرکت کنندگان، ۶۳/۸ درصد (۳۰ نفر) از افراد گروه آزمون پس از مداخله، تست پاپ اسمیر انجام دادند در حالی که این میزان در گروه کنترل، فقط ۲/۸ درصد (۱ نفر) بود (۰/۰۵<p).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه، کارایی الگوی اعتقاد بهداشتی را در انجام پاپ اسمیر در زنان شهر یزد نشان داد. لذا طراحی و اجرای مداخلات آموزشی براساس این الگو منجر به بهبود عملکرد زنان در انجام پاپ اسمیر میگردد.
لیلی یکه فلاح، طاهره اشک تراب، هومان منوچهری، حمید علوی مجد،
دوره ۲۰، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۷ )
چکیده

زمینه و هدف: مراقبت با اثرات درمانی اما بدون فایده برای بیمار، مراقبت بیهوده نامیده میشود. پرستاران، نقش کلیدی در انجام و قطع مراقبتهای بیهوده دارند. این مطالعه با هدف تعیین علل مراقبتهای بیهوده در بیماران انتهای حیات بستری در بخشهای مراقبت ویژه از دیدگاه پرستاران صورت گرفت.
روش‌ کار: این مطالعه از نوع توصیفی بود که با مشارکت ۲۱۰ نفر از پرستاران بخشهای مراقبت ویژه بیمارستانهای استان قزوین در سال ۱۳۹۳ انجام شد. داده‌ها با استفاده از فرم اطلاعات فردی- اجتماعی و پرسشنامه ارزیابی مراقبت بیهوده یکه فلاح جمع آوری شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-۲۱ انجام گردید.
یافته ها: بر اساس یافته ها، عدم وجود کمیته ای جهت تصمیم گیری در مورد انتقال بیماران در حال مرگ به منزل یا بخش، شایعترین علت (۰/۶۱±۴/۵۸) و زنده نگه داشتن بیمار با دارو به دلیل عدم تمایل به پذیرش بیمار جدید در طول شیفت، کمترین علت (۱/۴±۳/۰۶) انجام مراقبت بیهوده در بخشهای ویژه گزارش شدند.
نتیجه گیری: براساس نتایج این پژوهش، عدم وجود کمیته ای جهت تصمیم گیری در مورد انتقال بیماران در حال مرگ به منزل یا بخش، شایعترین عامل موثر در انجام مراقبتهای بیهوده در آی سی یو میباشد. بنابراین تشکیل کمیته های اخلاق با حضور متخصصان اخلاق پزشکی در مراکز درمانی میتواند نقش به سزایی در کاهش مراقبتهای بیهوده داشته باشد.
مونا قبادی، طاهره ضیایی، نوشاز میرحق جو، فرزانه پازنده، احسان کاظم نژاد لیلی،
دوره ۲۰، شماره ۳ - ( پائیز ۱۳۹۷ )
چکیده

زمینه و هدف: رضایت زنان از لیبر و زایمان، شاخص مهمی جهت ارزیابی کیفیت مراقبتهای مامایی است، بنابراین این مطالعه با هدف تعیین میزان رضایتمندی و عوامل مرتبط با رضایت زنان از تجربه زایمان طبیعی صورت گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بود که با مشارکت ۱۲۶ زن بستری در بخش بعد از زایمان طبیعی انجام گرفت. نمونه ها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای محققساخته و شامل ۳ بخش عوامل انسانی، عوامل محیطی و اقدامات مرتبط با فرایند لیبر و زایمان بود. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS-۲۰ و آزمونهای همبستگی اسپیرمن، پیرسون و تی تست تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: میانگین نمره رضایتمندی مادران از تجربه زایمان طبیعی ۶/۵۳±۵۹/۰۳ و در حد متوسط بود. بیشترین میزان رضایتمندی از عوامل محیطی گزارش شد (۲/۷۸±۶۸/۰۰). رضایتمندی مادر از دسترسی به امکانات لیبر و دریافت اطلاعات کافی پیرامون مراحل لیبر و زایمان، تاثیرات یکسانی در رضایتمندی مادران از تجربه زایمان داشتند (۰/۰۰۱,p< ۰/۵۴=r). برخورد محترمانه پرسنل لیبر، مهمترین عامل در جلب رضایت مادران از تجربه زایمان بود (۰/۰۰۱p<,۰/۰۶r=).
نتیجه گیری: کیفیت روابط بین زنان و مراقبین از مهمترین عوامل مرتبط با میزان رضایتمندی زنان از زایمان طبیعی بود. پیشبرد مراقبت حین لیبر و زایمان به سوی مراقبت های مامایی زن محور و ایجاد روابط مناسب با زنان از موثرترین اقدامات جهت ارتقا کیفیت مراقبت های مامایی و بهبود رضایت زنان از زایمان طبیعی میباشد.
طاهره رمضانی، ذبیح اله قارلی پور، غلامرضا شریفی راد، سیامک محبی،
دوره ۲۰، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۷ )
چکیده

زمینه و هدف: مشکلات پوستی و بروز عفونت در محل دسترسی عروقی یکی از شایعترین مشکلات در بیماران همودیالیزی میباشد. از آنجا که افزایش خودکارآمدی بیماران میتواند موجب افزایش رفتارهای خودمراقبتی در آنان شود و با توجه به اهمیت ارائه آموزش ­های لازم به بیماران در خصوص مراقبت از پوست و فیستول، پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر آموزش مبتنی بر تئوری خودکارآمدی بر مراقبت از پوست و فیستول در بیماران همودیالیزی انجام شد.
روش کار: این پژوهش کارآزمایی بالینی در سال ۱۳۹۵ روی ۷۰ نفر از بیماران همودیالیزی شهر قم در دو گروه ۳۵ نفری انجام شد. ابزار گردآوری داده ها شامل فرم مشخصات دموگرافیک، پرسشنامه محقق ­ساخته مراقبت از پوست و فیستول و پرسشنامه استاندارد خودکارآمدی (SUPPH) بود که در دو مرحله قبل و ۳ ماه بعد از مداخله تکمیل شدند. مداخله آموزشی مبتنی بر تئوری خودکارآمدی برای گروه آزمون طی ۴ جلسه ۲۰-۱۵ دقیقه ای اجرا شد. داده ها در نرم ­افزار SPSS-۱۶ و با آزمونهای کای اسکوئر، تی مستقل، تی زوجی و من ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: قبل از مداخله، بین دو گروه از نظر میانگین نمرات خودکارآمدی و مراقبت از پوست و فیستول، تفاوت معناداری وجود نداشت، در حالی که بعد از مداخله اختلاف معنی داری بین میانگین نمرات خودکارآمدی و مراقبت از پوست و فیستول در دو گروه، دیده شد (۰/۰۰۱<p). همچنین میانگین نمرات خودکارآمدی و مراقبت از پوست و فیستول بیماران قبل و بعد از مداخله تفاوت معنی داری را نشان داد (۰/۰۰۱<p).
نتیجه گیری: با توجه به تاثیر برنامه آموزشی مورد استفاده در این مطالعه  بر مراقبت از پوست و فیستول بیماران تحت همودیالیز، به نظر میرسد برگزاری دوره های آموزشی مناسب با استفاده از تئوری خودکارآمدی بتواند در ارتقای خودکارآمدی بیماران همودیالیزی در زمینه مراقبت از پوست و فیستول تأثیرگذار باشد.
انسیه بابایی، طاهره گلستانی، حسین نازک تبار، رزیتا انتظاری،
دوره ۲۲، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۹ )
چکیده

زمینه و هدف: آموزش مدیریت استرس به دلیل شناسایی انواع فشارهای روانی درونی و بیرونی میتواند نقش مهمی در خودکارآمدی و کیفیت زندگی پرستاران داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش مدیریت استرس بر خودکارآمدی و کیفیت زندگی پرستاران بیمارستان های دولتی در شهر تهران انجام شد.
روش کار: این پژوهش از نوع مداخله ­ای پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه پرستاران بیمارستانهای دولتی شهر تهران در سال ۱۳۹۸ بودند که از بین آنها تعداد ۳۰ نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و با طرح پژوهش آزمایشی، پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل در گروههای آزمایش و کنترل گمارده شدند (۱۵ نفر گروه آزمایش و ۱۵ نفر گروه کنترل). مداخلات مبتنی بر آموزش مدیریت استرس به مدت ۸ جلسه آموزشی ۶۰ دقیقه ای یک جلسه در هفته بر روی پرستاران انجام گرفت. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس خودکارآمدی رواندیک و همکاران (۱۹۸۴) و نیز پرسشنامه کیفیت زندگی ویر و شربون (۱۹۹۲) بودند. داده­ ها با روش تحلیل کواریانس چند متغیره به کمک نرم افزار SPSS-۲۱  تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج یافته ها نشان داد که در بین گروه ­­ها (آزمایش و کنترل) از لحاظ خودکارآمدی و کیفیت زندگی تفاوت معنیداری وجود داشت (۰/۰۰۱>p). میزان تأثیر یا تفاوت برابر با ۰/۷۹ و ۰/۸۲ میباشد، بدین معنی که ۷۹ و ۸۲ درصد تفاوتهای فردی در نمرات پس آزمون خودکارآمدی و کیفیت زندگی مربوط به تاثیر آموزش مدیریت استرس میباشد.
نتیجه گیری: نتایج حاکی از تاثیر مثبت آموزش مدیریت استرس بر خودکارآمدی و کیفیت زندگی پرستاران بود. آموزش مدیریت استرس سبب شده تا مهارت­ های موثر برای ارزیابی، تعاملات اجتماعی و حل مشکلات پرستاران افزایش یابد و به تبع خودکارآمدی و بهبود کیفیت زندگی آنان بالا برود.
مریم ادیبی، محبوبه طاهر، محمد علی نهایتی،
دوره ۲۳، شماره ۱ - ( بهار ۱۴۰۰ )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری مولتیپل اسکلروزیس (MS) از شـایع تـرین بیماری‫ هـای عصـبی مـیباشـد که روی جنبـه هـای مختلف زندگی فرد تأثیر میگـذارد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه درآمیختگی شناختی، شفقت به خود و شکفتگی در بیماران مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس و افراد عادی انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمام بیماران مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس تحت نظر انجمن MS شهر مشهد در سال ۱۳۹۹ بود که از بین آنها به شیوه نمونه گیری هدفمند، تعداد ۴۰ نفر انتخاب شدند. در گروه عادی نیز تعداد ۴۰ نفر از افرادی که با گروه بیمار همتا شده بودند، انتخاب گردیدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های درآمیختگی شناختی گیلاندرز و همکاران، شفقت به خود نف و شکفتگی دینر و بیسواز- دینر استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS-۲۴ و آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری و تحلیل رگرسیون لجستیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات درآمیختگی شناختی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (۸۷/۶۹±۴۰/۵) بیشتر از افراد عادی (۵۵/۲۲±۱۴/۵) و میانگین نمره شفقت به خود در این بیماران (/۷/۸۴±۳۹/۷۲) کمتر از افراد عادی (۹/۵۳±۷۶) بود. همچنین میانگین نمره شکفتگی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (۱۷/۷۶±۲۵/۷) کمتر از افراد عادی (۴۲/۷۵±۴۷/۵) مشاهده شد (۰/۰۵>p). نتایج تحلیل رگرسیون لجستیک نشان داد متغیرهای درآمیختگی شناختی، شفقت به خود و شکفتگی از پیش بینی کننده های ابتلا به بیماری MS هستند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس نسبت به افراد عادی درآمیختگی شناختی بالاتر و خودشفقت ورزی و شکفتگی پایینتری دارند. با توجه به اینکه مسائل روانشناختی نقش موثری بر کیفیت زندگی و بهبود عملکرد این افراد دارند، لذا ضروری است مشاوران و درمانگران در جریان درمان این بیماری به اهمیت عوامل روان شناختی توجه داشته باشند.

مریم طاهری، شیدا جبل عاملی،
دوره ۲۳، شماره ۱ - ( بهار ۱۴۰۰ )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان روده بزرگ و جراحی‌های استومی مشکلات بسیاری را برای مبتلایان ایجاد می‌کند که منجر به تغییرات اساسی در زندگی میشود. یکی از این مشکلات نارضایتی جنسی است که با توجه به اثرات گسترده آن بر زندگی زناشویی بیماران، اعمال مداخلاتی به منظور بهبود آن الزامی است؛ لذا این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد غنیشده با شفقت بر رضایت جنسی بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ بعد از جراحی کولوستومی انجام شد.
روش‌ کار: این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی قبل و بعد با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ با جراحی کولوستومی مراجعه کننده به مرکز پیشگیری و کنترل سرطان آلا (مکسا) اصفهان، در سال ۱۳۹۷ بودند. از جامعه مذکور، ۳۲ بیمار به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. پرسشنامه رضایت جنسی هادسون (۱۹۸۱) در مراحل پیش­آزمون و پس­آزمون برای سنجش متغیر وابسته استفاده شد. گروه آزمایش، ۱۰ جلسه به صورت هفته‌ای یک جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد غنی شده با شفقت را دریافت کردند و یک هفته پس از اتمام جلسات، پس آزمون اجرا شد. گروه کنترل هیچ درمانی را دریافت نکرد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-۲۴ و روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: بر اساس یافته های توصیفی، نتایج نشان دهنده افزایش معنی دار میانگین نمرات رضایت جنسی گروه آزمایش در مرحله پس آزمون (۱۲۲/۲۱=M) نسبت به پیش آزمون (۱۰۰/۸۵=M) بود، در حالی که در گروه کنترل، تفاوتی بین نمرات فبل و بعد دیده نشد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد غنی شده با شفقت منجر به افزایش معنادار نمرات رضایت جنسی بیماران گروه آزمایش می شود (۰/۰۵>p).
نتیجه‌گیری: براساس نتایج به نظر می رسد که از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد غنی شده با شفقت میتوان در راستای بهبود علائم مرتبط با رضایت جنسی بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ تحت عمل جراحی کولوستومی بهره برد.

هاجر صادقی، مهدی اکبرزاده امیردهی، احسان طاهری، خاطره حاج علی بیگی، فاطمه میرسمیعی، یزدان شعبانی، محبوبه سجادی هزاوه، کبری قربان زاده،
دوره ۲۳، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۰ )
چکیده

زمینه و هدف: ویژگیهای شخصیتی، از عوامل روانشناختی موثر در کنترل دیابت و خودمراقبتی در بیماران مبتلا به دیابت محسوب میشود. هدف از این پژوهش تعیین ارتباط ویژگیهای شخصیتی و اعتماد به خودمراقبتی در سالمندان مبتلا به دیابت نوع ۲ بود.
 روش کار: در این مطالعه توصیفی همبستگی، تعداد ۱۶۳ سالمند مبتلا به دیابت نوع ۲ مراجعه کننده به مراکز آموزشی- درمانی شهر اراک در نیمه دوم سال ۱۳۹۶ به صورت در دسترس مورد بررسی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامههای ­شخصیت نئو و اعتماد به خودمراقبتی در بیماران مبتلا به دیابت، جمع آوری و با نرم افزار SPSS-۲۰ و آزمونهای تی و آنووا تجزیه و تحلیل شدند.
یافته­ ها: نتایج نشان داد که بین ابعاد مختلف ویژگیهای شخصیتی و اعتماد به خودمراقبتی در بیماران مبتلا به دیابت، ارتباط آماری معنیدار وجود دارد (۰/۰۵>p). همچنین بین روان نژندی با شغل، برونگرایی با سن و انعطاف پذیری با سن و شغل رابطه­ معنی­ دار آماری مشاهده شد (۰/۰۵>p). بین هیچ­یک از مشخصات فردی با اعتماد به خودمراقبتی، ارتباط معنیداری وجود نداشت.
نتیجه ­گیری: نتایج حاکی از وجود ارتباط بین ویژگی­ های شخصیتی و اعتماد به خودمراقبتی در سالمندان مبتلا به دیابت نوع ۲ بود. پیشنهاد می شود برنامههای آموزشی در ارتباط با  ویژگیهای شخصیتی که میتواند منجر به ارتقای توان خودمراقبتی و سازش بیمار با بیماری گردد، برای این گروه از بیماران ترتیب داده شود.


صفحه ۱ از ۱