زمینه و هدف: پوسیدگی دندان شایعترین بیماری مزمن دوران کودکی بوده و پیشگیری از آن، اهمیت ویژه ای دارد. همچنین آموزش زودهنگام و موفق به مادران در رابطه با سلامت دهان و پوسیدگی زودرس دندان کودکان میتواند تاثیر زیادی در بالا بردن آگاهی و عملکرد آنان داشته و رفتارهای سالم بهداشتی فرزندانشان را در آینده تثبیت کند. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش روش های پیشگیری از پوسیدگی زودرس دندان کودکان بر آگاهی، نگرش و عملکرد مادران باردار انجام شد. روش کار:این مطالعه از نوع نیمه تجربی قبل و بعد بود. جامعه آماری شامل مادران باردار با سن بارداری ۲۷-۱۲ هفته مراجعهکننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر یزد در سال ۱۳۹۶ بود که از میان آنها ۱۱۶ مادر باردار به روش نمونهگیری تصادفی خوشه ای، انتخاب شدند. در ابتدای مطالعه فرم مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه های آگاهی، نگرش و عملکرد توسط آزمودنی ها تکمیل شد. سپس دو جلسه آموزشی یک ساعته در زمینه پیشگیری از پوسیدگی زودرس دندان کودکان برگزار شد. یک ماه پس از مداخله مجدداً آزمودنیها توسط همان پرسشنامهها مورد ارزیابی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تحلیل واریانس، تی وابسته و تی مستقل انجام شد. یافته ها: میانگین نمره آگاهی مادران قبل از آموزش ۰/۹۹ (از ۹ نمره)، نمره نگرش ۲۰/۷۱ (از ۲۸ نمره) و نمره عملکرد ۶/۲۹ (از ۲۴ نمره) بود که بعد از آموزش هر سه مورد به طور قابل توجهی افزایش یافت (۰/۰۵>p). نتیجه گیری:نتایج این پژوهش نشانگر تاثیر مثبت برنامه آموزشی بر افزایش آگاهی، نگرش و عملکرد کوتاه مدت مادران باردار در زمینه پیشگیری از پوسیدگی زودرس دندان کودکان بود. بنابراین پیشنهاد میگردد برنامههای منسجم آموزشی برای مادران باردار در رابطه با بهداشت دهان ودندان کودکان تدوین گردد.
پروین محمدی، شیرین مددکار، زهره کریمیان کاکلکی، شیرین میرزائیان، دوره ۲۴، شماره ۴ - ( زمستان ۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از ابزارهای اساسی در تغییر سبک زندگی و ادراک بیماری، وجود برنامه آموزشی با استفاده از روشهای نوین آموزشی میباشد. پژوهش حاضر با هدف تاثیر آموزش چند رسانهای با رویکرد مدل لونتال بر سبک زندگی و درک از بیماری در بیماران مبتلا به فیبریلاسیون دهلیزیانجام شد. روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی، ۶۰ بیمار مبتلا به فیبریلاسیون دهلیزی در سال ۱۴۰۱ در بیمارستان کاشانی شهرکرد به صورت تصادفی به دو گروه مداخله (۳۰ نفر) و کنترل (۳۰ نفر) تقسیم شدند. در گروه مداخله علاوه بر اقدامات معمول، دو جلسه آموزش مجازی از طریق نرمافزار چند رسانهای (صدا، فیلم، تصویر و انیمیشن) تحت عنوان کارگاه آموزشی ۴ ساعته برای بیماران در تاریخ و ساعت هماهنگ شده با کمک برنامه ادوبی کانکت برگزار گردید. در گروه کنترل، مداخلات روتین انجام گرفت. بعد از اتمام کارگاه، سبک زندگی و ادراک بیماری با استفاده از پرسشنامههای سبک زندگی والکر و ادراک بیماری اندازهگیری شد. آنالیز داده ها با استفاده از آزمون های تی مستقل و تی زوجی انجام گرفت. یافتهها: میانگین امتیاز سبک زندگی و ادراک بیماری بین دو گروه مداخله و کنترل قبل از مطالعه تفاوت آماری معنیداری نداشت (=۰/۰۴۱ p)، در حالی که بعد از اجرای مداخله، میانگین نمرات سبک زندگی و ادراک بیماری در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری افزایش پیدا کرده بود (p≤ ۰/۰۰۱). نتیجه گیری: آموزش مجازی چند رسانهای منجر به ارتقاء سبک زندگی و ادراک بیماری در بیماران مورد مطالعه شده است. توصیه میشود مداخلات آموزشی جهت بهبود سبک زندگی و ادراک بیماری در بیماران مبتلا به فیبریلاسیون دهلیزی انجام گیرد.