زهره عنبریزهره عنبری، علی سیروس، داود گودرزی، حسنیه زمانی، دوره ۱۱، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۸۸ ۱۳۸۸ )
چکیده
زمینه و هدف: آموزش بالینی و به تبع آن
تکامل حرفه ای دانشجویان پزشکی یک مساله جدی درامرآموزش محسوب می شود؛ لذا شناسایی
مسائل موجود در آموزش بالینی دانشجویان واقدام برای رفع واصلاح آن موجب تحقق اهداف
یادگیری و ارتقاء کیفیت خدمات پزشکی خواهد شد. لذا این پژوهش در راستای تعیین رضایتمندی کارآموزان و
کارورزان پزشکی از فرآیند
آموزش بالینی�انجام شد.
روش کار: دراین پژوهش توصیفی تحلیلی رضایتمندی ۶۳کارآموز
و۳۴ کارورز پزشکی از فرآیند آموزش بالینی در بخشهای داخلی و اطفال بر اساس الگوی هاردن در
ابعاد: متدهای آموزش بالینی ، وضعیت فیلدهای آموزشی ، محتوای آموزش بالینی ونیز
نحوه ارزیابی یادگیری محتوا مورد بررسی
قرار گرفت .پایایی پرسشنامه از طریق split half(۸۲/۰) وداده ها نیز با نرم
افزار spss و آزمون کای دوتجزیه و تحلیل شد.
یافته ها:رضایتمندی دانشجویان
ازآموزش بالینی با ۵/۳۰درصد(
در حد ضعیف ) ارزیابی شد.کمترین رضایتمندی به وضعیت فیلدها ( ۵/۱۲%)در حد بسیار
ضعیف و بالاترین به بعد محتوای آموزش (۳/۵۰%)در حد متوسط اختصاص یافت.
نتیجه گیری: ارائه بازخورد مستمر به توانمندی
های حرفه ای دانشجویان،استفاده ازمحیطهای�شبیه سازی شده�وبکارگیری�log book به عنوان ابزار مهم در ارزیابی دانشجویان و بازنگری برنامه ها نقش
مهمی در ارتقاء فرآیند آموزش بالینی دارد.
محمد امینی، محمود گودرزی، شعله شاه غیبی، دوره ۲۴، شماره ۳ - ( پائیز ۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف:دوران بارداری با تغییرات جسمانی و روانشناختی بسیاری همراه است. بنابراین زنان باردار ممکن است با مشکلات زیادی از جمله افزایش استرس و کاهش رضایت زناشویی مواجه شوند.پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی دو روش آموزش زوج درمانی شناختی- رفتاری و هیجان مدار بر استرس ادراک شده و رضایت زناشویی زنان باردار انجام شد. روش کار: طی یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و با گروه کنترل، از بین زنان باردار نخست زای مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی شهر بوکان در مهرماه سال ۱۳۹۸ با لحاظ نمودن ملاک های ورود به پژوهش، به شیوه نمونه گیری در دسترس ۶۰ نفر انتخاب و به روش تصادفی در سه گروه ۲۰ نفره(دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. شرکت کننده های گروه های آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای، تحت آموزش زوج درمانی شناختی- رفتاری و هیجان مدارقرار گرفتند و گروه کنترل در این مدت آموزشی دریافت نکردند. ابزار مورد استفاده جهت جمع آوری داده هاپرسشنامه استرس ادراک شده کوهنو رضایت زناشویی انریچ بود. داده ها با استفاده از میانگین و تحلیل کواریانس چند متغیره به کمک نرم افزارSPSS-۲۳ در سطح معناداری ۰/۰۵ تحلیل شد. یافته ها: براساس یافته ها،هر دو رویکرد شناختی-رفتاری و هیجان مدار بر استرس ادراک شده و رضایت زناشویی و خرده مقیاسهای آن تاثیر معنی داری داشتند (۰/۰۵>P). روش زوج درمانی شناختی-رفتاری (۶/۹۹ ±۱۷/۲) در مقایسه با روش هیجان مدار (۸/۷۴ ±۲۴/۴) ازکارایی بیشتری در کاهش استرس ادراک شده برخوردار بود؛ در حالی که رویکرد زوج درمانی هیجان مدار(۷/۶۴ ±۱۵۸/۶) نسبت به روش شناختی- رفتاری (۹/۹±۱۴۴/۴) اثربخشی بیشتری در رضایت زناشویی و برخی مولفه های آن (موضوعات شخصیتی، ارتباط زناشویی) داشت. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی بیشتر زوج درمانی شناختی- رفتاری بر استرس ادراک شده و همچنین کارایی بیشتر زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت زناشویی در این پژوهش، میتوان از این روشها برای کاهش استرس و بهبود رضایت زناشویی در دوران بارداری به عنوان روش کارآمدتر استفاد کرد.